تبليغاتX
*•ღ☆ஜ می نویسم تا فراموش کنم *•ღ☆ஜ
ஜ نوشتن براي فراموش كردن است نه براي به ياد آوردن ஜ

 

شاید برای همیشه این وبلاگ تعطیل بشه

به هر حال دیگه چیزی نمی نویسم

از کسایی که با پیام ها و کامنتها همراهیم کردند ممنونم..

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 12:15  توسط رز | 

 

Image and video hosting by TinyPic

با یه شکلات شروع شد من یه شکلات گذاشتم تو دستش اونم یه شکلات گذاشت تو دسته من...

من بچه بودم اونم بچه بود سرمو بالا کردم. سرشو بالا کرد...دید که منو میشناسه .

خندیدم ..گفت دوستیم ؟گفتم دوسته دوست....گفت تا کجا ؟گفتم دوستی که تا نداره...

گفت تا مرگ خندیدم و گفتم :گفتم که تا نداره گفت باشه تا پس از مرگ ٬  گفتم نه... نه... نه.. نه.. تا نداره.

گفت قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن.یعنی زندگی پس از مرگ بازم با هم دوستیم؟

تا بهشت تا جهمنم؟تا هر جا که باشی  و من و تو با هم دوستیم؟

خندیدمو گفتم تو تا هر جا که دلت میخواد یه تا بزار اصلا  یه تا بزار از این سر دنیا تا اون  دنیا..

اما من اصلا براش تا نمیزارم  نگام کرد نگاش کردم باور نمیکرد میدونستم اون میخواست دوستیمون یه تا داشته باشه دوستی بدونه تا رو نمیفهمید.

(( زندگی یعنی چکیدن همچون شمع از گرمیه عشق زندگی یعنی لطافت گم شدن بر نرمیه عشق))


گفت بیا برا دوستیمون یه نشونه بزاریم گفتم باشه تو بزار گفت باشه شکلات...

هر بار که همدیگرو میبینیم یه شکلات مال تو یکی مال من ...

باشه؟گفتم باشه...هر بار یه شکلات میزاشتم تو دستش اونم میزاشت تو دست من

باز همدیگه رو نگاه میکردیم یعنی که  دوستیم. دوست دوستیم...

من تندی شکلاتمو  باز میکردمو میزاشتم تو دهنمو تند و تند میخوردم

 میگفت شکموووو..تو دوست شکموی منی و شکلاتشو میزاشت توی یه صندوقچه ی قشنگ

 گفتم بخوووورش...میگفت تموم میشه میخوام تموم نشه برای همیشه بمونه...

 صندوقش پر از شکلات شده بود هیچ کدومشو نمیخورد من همشو خورده بودم

.گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها و کرم ها بخورن  اونوقت چه کار میکنی؟

گفت مواظبشون هستم ..میگفت میخوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم و من شکلاتهامو میزاشتم تو دهنمو میگفتم نه نه نه دوستی که تا نداره....

یک سال دوسال ۴ سال ۷ سال ۱۰ سال ۲۰ سالش شده اون بزرگ شده منم بزرگ شدم

 من همه ی شکلاتامو خوردم اون همشو نگه داشته...

 اون اومده امشب خداحافظی کنه میخواد بره میخواد بره اون دور دورا...

میگه میرم زود برمیگردم من که میدونم میره و بر نمیگرده یادش رفت شکلات به من بده..

اما من که یادم نرفته یه شکلات گذاشتم  کف دستش گفتم این برا خوردنه یه شکلات هم گذاشتم

تو اون دستش گفتم اینم آخرین شکلات برا صندوقه کوچیکت..یادش رفته بود که صندوقی داره

 برای شکلاتاش  ٬هر دوتا رو خورد خندیدم میدونستم دوستیه من تا نداره

میدونستم دوستیه اون تا دا ره مثله همیشه..خوب شد همه شکلاتامو خوردم

اما اون هیچ کدومشو نخورده...

حالا با یه صندوق شکلاتای نخورده چه کار میکنه؟؟؟؟؟

((این دیگه فکر نداره وقتی میشنوی میگن تو برو باهام نمون حتی اسممو نیار  اگه یک شبه دیگه زیر بارونا قدم زدی بدون  که تمام فکر من پیش تو بود مثه تو٬ تو زندگیم هیشکی نبود))



 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 8:29  توسط رز | 

 

شبی غمگین شبی بارانی و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستی ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد ...

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 7:3  توسط رز | 
راستی میدانستی؟

در پس این همه سالهای ازدحام باران و اضطراب

تمام نوشته های خیس و بارانی ام این روزها

ترانه های ساده ی آسمان را زمزمه میکنند

و در حسرت نایاب ناب دیدار و بوسه

پرده های فاصله را بر می اندازد

 

 

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 12:47  توسط رز | 

 

Image and video hosting by TinyPic

من به سوگ نشسته ام...

من به سوگ اشکهای ریخته ام نشسته ام

و به سوگ اشکهای پاکم، که ریختند و رفتند

و پاکی و زلالی را با خود به آسمان بردند...

من به سوگ نشسته ام

با نگاهی خسته به سوی آسمان

با نگاهی که تنها امیدش بارش باران است

باران پاکی باران زلالی

چه تابستانی است

در تابستان هم باران میبارد...

 

Image and video hosting by TinyPic

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 12:41  توسط رز | 
 

مهربانم، ای خوب!

 
یاد قلبت باشد، یک نفر هست که اینجا

 
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو


تک و تنها، به تو می اندیشد.


و کمی،


دلش از دوری تو دلگیر است.

 
مهربانم، ای خوب!


یاد قلبت باشد، یک نفر هست که چشمش

 
به رهت دوخته بر در مانده


و شب و روز دعایش این است،

 
زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی


و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد.


مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد


یک نفر هست که دنیایش را


همه هستی و رویایش را، به شکوفایی احساس تو


پیونده زده


و دلش می خواهد لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد.


مهربانم، ای خوب!


یک نفر هست که با تو

 
تک و تنها، با تو


پراندیشه و شعر است و شعور

پر احساس و خیال است و سرور!


مهربانم! این بار، یاد قلبت باشد

 
یک نفر هست که با تو،


به خداوند جهان نزدیک است.


و به یادت، هر صبح، گونه سبز اقاقی ها را


از ته قلب و دلش می بوسد


و دعا می کند این بار که تو


با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی

 
و پر از عاطفه و عشق و امید


به شب معجزه و آبی فردا برسی.. 

   

تقدیم به حمید عزیزم

 

  Image and video hosting by TinyPic

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 15:23  توسط رز | 
 

ممنونم از تمام دوستانی که با پیامها و کامنتهاشون منو همراهی کردند و تنهام نزاشتند.

 

Image and video hosting by TinyPic

               این هم یه دسته گل تقدیم  به تمام دوستای خوب و خواننده های عزیز

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 7:19  توسط رز | 

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

  

می خواستم از خستگی ام بنویسم و انبوه مطالب و کارهای نیمه کاره

 

 ولی خسته ام و حوصله نوشتنش را ندارم...


 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 4:49  توسط رز | 

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

از عذاب رفتنه تو میسوزم تو اوج غربت

واسه ی بودنه با توندارم یه لحظه فرصت

اینجا اشکه تو ی چشمام به کسی نشون ندادم

اگه بشکنه غرورم خم به ابروهام نمییارم

وقتی نیستی هر چی غصه است تو  صدامه

 وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه

از وقتی رفتی دارم از ثانیه از غصه ی رفتنت میسوزم

کاشکی بودی و میدیدی که چی آوردی به روزم

حالا عکست  تنها یادگاره از تو خاطراتت تنها باقی مونده از تو

وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میزنه به این وجودم

کاش از اول نمیدونستی من عاشق تو بودم

از عذاب رفتنه تو میسوزم تو اوج غربت

واسه ی بودنه با توندارم یه لحظه فرصت

اینجا اشکه تو ی چشمام به کسی نشون ندادم

اگه بشکنه غرورم خم به ابروهام نمییارم

وقتی نیستی هر چی غصه است تو  صدامه

 وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 9:18  توسط رز | 

 

 

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

نکند شقایقی را که سروده ام تو هستی


نه ؟ تو بهتر از شقایق به کلام من نشستی


به دلم سپرده بودم که ز عاشقی حذر کن


تو مگر که فال ما را به کدام سبزه بستی


به قفس رمیده بودم ز عذاب بی وفائی


که تو با نگاه نازت قفس مرا شکستی



ز کدام قبله آئی که به رنگ لاله هائی



ز کدام سبزه هستی که ترا نچیده دستی



به دلم چنان نشستی که خطا نکرده مستم


دگر از خدا چه خواهم پس از این سرور مستی


اگرم تو یار باشی غزلی ز جان سرایم


که قدم قدم بنفشه بدمد زخاک هستی


سفری به باغ خواهم که سلام صبح گویم


به نسیم سبز رنگی که پیام آن تو هستی


به غروب می رسیدم که تو چون سحر دمیدی


بدم ای طلوع روشن که مرا ز غم گسستی

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 8:7  توسط رز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ميخواستم ذهن خود را پاک کنم
در فراسوی انديشه ها ازاد کنم
انگاه در اوج ازادی و رهايی
اسير غم غربت يار کنم
رندی و عاشقی هيچ ندانم
می خواستم با ياد تو خود را جز عشاق کنم
در ضميرم تنهايی نقش بست
پس بايد سرنوشت را باور کنم
نه تاب ماندن ، نه توان رفتن
پس بايد در خاک غربت مرگ را باور کنم
مانده ام تنها در اين ديار غريب
پس عمر نوح ، صبر ايوب طلب کنم
در انديشه فراق تو ندارم راهي
پس ديدگان را هر دم پر ز اب کنم
معروف وار ، از غم هجران خاک وطن
هر لحظه دل و ديده پر ز غم و اندوه کنم

ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ




پیوندهای روزانه
میدانستی؟
چه تابستانی است
یاد قلبت باشد
دوستون دارم
حوصله ندارم
وقتی نیستی
اگرم تو یار باشی...
هیشکی نمیتونه بفهمه
غرور
تحمل دوری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
پیوندها
گلبوته های کربال
اینجا کره جنوبی است
غم عشقت مرا از پا افکند
گفتگوهای تنهایی (آرش)
آسیب های اجتماعی
سلطان قلبم
ادبیات نو (میثاق بهنامی)
.:.ღ♥ღخودم و خودتღ♥ღ.:.
مثل باران، مثل بودن -ادبیات و هنر (نعمت نعمتی)
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
baksoli(بابک)
راز(مهاجر)
جایی برای با هم بودن
مسافر
ذهن خاکستری
پیش بینی مسابقات فوتبال بدون قرعه کشی
آنالیز ریاضی قرآن
تفریحی.آموزشی.اخبار و .... (هادی)
مهاجران (مهاجر)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM